تبليغاتX
روزگار ترانه و اندوه
آنکس که اسب داشت غبارش فرو نشست
گرد سم خران شما نیز بگذرد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 11:47 توسط نیوشا

با هر پُکی که می‌زنی
کم می‌شوم.

 

می‌بلعی‌

تمام مرا،

سکوت تلخی

که سنگینی‌اش را

سقف خانه‌ هم تاب نمی‌آورد،

کم می‌شوم.

 

سفیدِ

آبی،

در حجم آشنای اتاق
می‌پراکنی‌ام
به اشاره ی دستی
حرارت نفسی

کم می‌شوم.

 

سیگار پشت سیگار

مه می‌سازی

نمی‌بینی‌ام.

 

با هر پکی که می‌زنی

کم می‌شوم ...

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 18:38 توسط نیوشا |

بیهوده مگرد؛

 

آرزویت را بلند گفته بودی

هنوز

به گوشش نرسیده

باد

دزدیدش.

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 11:20 توسط نیوشا |